یکی از دوستان شهید "حاج عبدالله اسکندری" در خاطره ای می گوید: روز آخر اعتکاف به حاج عبدالله گفتم: من می خواهم برم کربلا! دیدم حاج عبدالله سر به پائین انداخت و گفت: کربلا... امام حسین(ع)... شهادت...
بعد از چند روز داخل همان مقر با اکبر رضایی که فرمانده ما بود و شهید آذربایجانی نشسته بودیم که ... آنچه میخوانید بخشی از خاطرات شهید «اکبر آذربایجانی» است که تقدیم حضورتان میشود.
در خاطره ای از شهید "سیدمحمد کدخدا" آمده است: در پادگان آموزشی، نیروها آموزش غواصی می دیدند. حاج مهدی و سید محمد با این که نیاز به آموزش نداشتند و خود مربی بودند، هر شب تا صبح به همراه نیروها با لباس غواصی وارد آب سرد محل آموزش می شدند.
در خاطره ای از شهید "سیدمحمد کدخدا" آمده است: با برادران ظل انوار و سید محمد به سمت سنگر فرماندهی می رفتیم. در بین راه به شوخی سرم را روی قلب سید محمد گذاشتم و گفتم: « چه خبره سید قلبت خیلی سر و صدا می کنه !»
مادر شهید "اصغر مطلبی" می گوید: «لحظه ای كه خبر شهادت اصغر را به من دادند، زمين را بوسيدم و گفتم خدای من اين قربانی را از من قبول كن، رضايم به رضای تو ای پروردگار.»
ما 4 فرزند داشتیم و از خداوند میخواستیم که فرزندی پسر به ما عنایت کند، وقتی پنجمین فرزند ما پسر شد آنقدر خوشحال بودیم... ادامه این خاطره از مادر شهید «عشقعلی قنبری» را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
معاون پژوهش و انتشارات موسسه فرهنگی پیام آزادگان به حضور این ناشر در نمایشگاه کتاب اشاره و سایه ناشران دولتی بر سر ناشران خصوصی دفاع مقدس را سنگین دانست.
علي طاهري، همرزم شهيد "محمد ولی پیامی "می گوید: ((خمپاره انداز را درون يك دستمال سفيد قرار داده بودند به شوخي به آنها گفتيم نكندگوشت است و مي خواهيد ببريد و كباب كنيد كه شهيد بزرگوار لبخندي زد و گفت « مطمئن باشيد ما اين كباب را بدون شما ميل نخواهيم كرد. ))
همرزم شهید " شهیدعلی اشرف کارخانه ای" در روایتی کوتاه از شهید می گوید: ((شهید علی اشرف کارخانه ای بر دیواره سنگر اسامی ما را نوشت البته با ماژیک آبی و وقتی به اسم خود رسید ماژیک را عوض کرد و با ماژیک قرمز نوشت. شهید علی اشرف کارخانه ای از کنگاور. ما هم ناراحت شدیم و گفتیم علی چرا ؟ گفت من می دانم که دیگر از این سفر بازنمی گردم و این سنگر را نخواهیم دید چون دیشب امام خمینی مرا صدا کرد و گفت بیا! آنجا بهشت بود.))
شهید " صید مراد مرادی " در بخشی از خاطرات خود روایت می کند: (( بچه ها دسته دسته برای دفاع از انقلاب به جبهه های جنگ می رفتند هر کس شور و احساس خاصی داشت تحمل خود را از کف داده بودم با وجود گرفتاری و مشکلات خانوادگی دل را به دریا زدم و جهت اعزام به جبهه ثبت نام کردم.))
خواهر شهید"مجید کاشفی" نقل می کند:« کنار قبر همه دوستانش در امامزاده نشست و فاتحه خواند. انگار چیزی دیده بود. تند تند جلو رفت. جلوی یک قبر خالی ایستاد. گفت:اینجا فقط همین یه قبر باقی مونده؟ مثل اینکه آب سردی رویم ریخته باشند. بعد با التماس دستهایش را بالا گرفت و از خدا چیزی خواست...» نوید شاهد سمنان به مناسبت شهادت شهید"مجید کاشفی" در دو بخش خاطراتی از ایشان را برای علاقمندان منتشر می کند که توجه شما را به بخش نخست این خاطرات جلب می کنیم.
شهید "حمزه رستاخيز" چهاردهم اسفند 1365 در شلمچه به شهادت رسيد. در سالگرد شهادت ایشان دل نوشته ای که توسط زینب و فاطمه رستاخیز برادر زاده های شهید در وصف عموی عزیزشان نوشته شده است در اختیار نوید شاهد هرمزگان قرار گرفته که درادامه تقدیم حضورتان می گردد.
شهید"محمدعلی جلال" متولد مهرماه سال 45 در شهرستان سرخه در استان سمنان است. وی چهاردهم اسفند 61 در تنگه چزابه بر اثر انفجار نارنجک و انبار مهمات به شهادت رسید. به همین مناسبت نوید شاهد سمنان خاطراتی از این شهید والامقام را برای علاقمندان منتشر می کند. "خنده مستانه" یکی از این مجموعه خاطرات است که از زبان همرزم شهید نقل شده است.
شهید "علی سليمي" چهارم اسفند 1364 در جزيره مجنون عراق به شهادت رسيد. پيكر او مدتها در منطقه بر جا ماند و سال 1378 پس از تفحص، به خاك سپرده شد. به مناسبت سالگرد شهادت ایشان مختصری از زندگینامه وی تقدیم حضورتان می گردد.
شهید "عباس زارعيكاري تيابي" پانزدهم اسفند 1362 در پايگاه كاگر بانه توسط نيروهاي عراقي به شهادت رسيد.به مناسبت سالگرد شهادت مختصری از زندگی این شهید گرانقدر برای علاقمندان به فرهنگ ایثار و شهادت منتشر می گردد.
در بین راه ایشان دائما با دوستان شوخی میکردند، حرف از شهادت میزدند و به مزاج میگفتند: ما که سعادت نداریم، ترکش از کنار پایمان میگذرد و به ما نمیخورد... آنچه میخوانید بخشی از خاطرات شهید«علیاصغر جمشیدی» است که تقدیم حضورتان میشود.
گفت: مادر زیر پایم درد میکند. گفتم: به خاطر پوتینهایی است که میپوشی، از این به بعد دمپایی بپوش. گفت: نه مادر پاهای من حنا میخواهد. من هم... ادامه این خاطره از مادر شهید «علیاصغر دودانگه» را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
طلبه شهید "نصرالله روشي" چهاردهم اسفند 1365 در شلمچه به شهادت رسيد. نوید شاهد هرمزگان به بهانه سالگرد شهادت نگاه کوتاهی به زندگی این شهید گرانقدر داشته است که در ادامه مشاهده می کنید.
شهید گرانقدر "ناصر روانهادي" پانزدهم اسفند 1365 در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سينه، شهيد شد. به مناسبت سالگرد شهادت وی برگی از زندگینامه ایشان تقدیم حضورتان می گردد.