شهید «بگ میرزا حسینی» در بخشی از وصیت نامه خود نوشته است: همسرم! امیدوارم که در طول این چند سال زندگی اگر در مواردی تندی کردم من را ببخشی؛ همسرم! خداوند از تو راضی باشد چون من از تو راضی هستم.
شهید «شیرولی حسنیشافع»در وصیتنامهاش نوشته است: شهادت آرزوی من است یا به پیروزی نهایی میرسیم و زیارت کربلای حسین(ع) نصیبمان میشود و یا در راه او شهید میشوم.
شهید «رحیم حسنی» در وصیت نامه خود نوشته است: از مردم میخواهیم که هیچوقت شهیدان ایران را فراموش نکنند من به جبهه میروم تا بتوانم کمکی به هم وطنهایم کرده باشم. از خداوند مهربان میخواهم که تمام رزمندگان را پیروز کند.
شهيد «محمّدجواد صادقی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامهاش نوشتهاست: «آری! راهی را كه ما در آن قدم گذاشتهايم شكستی در آن وجود ندارد، زيرا راه الله است و پشتيبان ما بقيه الله.»
شهید بهروز مرادی در بخشی از وصیت نامه خود می نویسد:«شرط پيروزى ثابت قدمى در برابر همه مشكلات است و ما با استقامت و صبر در مقابل اين مشكلات است كه آزمايش مى شويم ما اميداوريم كه همه در نزد خداى بزرگ سرافراز از اين آزمايش الهى بيرون آئيم و انقلاب خود را به صاحب حقيقى او آقا امام زمان تحويل دهيم...» در ادامه وصیتنامه این شهید والامقام را در نوید شاهد بخوانید.
شهید «بهروز مرادی» کسی بود که وقتی روز سوم خرداد به همراه رزمندگان، خرمشهر را به آغوش کشید و بر خاکش بوسه زد، تابلوی «به خرمشهر خوش آمدید ـ جمعیت 36 میلیون نفر» را در ورودی خرمشهر نصب کرد. سایت نوید شاهد خوزستان فیلم مصاحبه با این شهيد والامقام را به مناسبت ایام فتح خرمشهر برای علاقه مندان منتشر می کند.
نام شهیدِ هنرمند بهروز مرادی در کنار شهیدان جهان آرا، بهنام محمدی و همه بچه های دلیر خرمشهر به یادمان می آورد که روزی روزگاری قرار بود خرمشهر برای ایرانی ها نباشد. شرحی از زندگینامه این شهید والامقام را در سالروز شهادتش بخوانید.
مرحومه حاجیه خانم «گوهر کاروانی» مادر شهیدان والامقام «حمید، مجید و محمدرضا(بهروز) صالحنژاد» از استان خوزستان شهرستان دزفول دعوت حق را لبیک گفت و به فرزندان شهیدش پیوست.
«محمد کرم نعمتی»میگوید: دو ساعت در طول روز در زندانهای عراق اجازه آزادی به ما میدادند. در ایام عاشورا و تاسوعا یک شب که عزاداری میکردیم سه شب بدون آب و غذا ما را شکنجه می دادند.
«منوچهر غلامی برشاهی» می گوید: وقتی به منطقه میرفتیم فکر هم نمیکردیم حتی یک ثانیه دیگر هم زنده بمانیم اما خداوند به ما کمک میکرد. درگیریها خیلی سنگین بود.
شهید «ابراهیم کریمی» در بخشی از دست نوشته به یادگار ماندهاش آورده است: سفارشم به شما برادران و اقوام این است که مرا حلال کنید زیرا که من میدانم به راهی میروم که برگشت ندارد و تو ای مادر! شیرت را حلالم کن.
شهید «پرویز کرمی» در نامه به یادگار ماندهاش نوشته است: وصیتم این است که اگر شهید شدم مرا در امامزاده کرند به خاک بسپارید همه شماها، همسر و فرزند، مادر و برادرانم را به خدا میسپارم، مواظب فرزندم باشید.