چهارشنبه, ۰۸ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۴۱
«بچه‌ها به او می‌گفتند شهردار چون هر چه می‌خواستند از غذا تا پوشاک‌ فراهم می‌کرد. از شوخی‌هايی هم كه برخی از ما با او می‌كرديم ناراحت نمی‌شد و فقط لبخند می‌زد..» در ادامه خاطره این شهید بزرگوار را از زبان همرزمش در نوید شاهد بخوانید‌.

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید «عبدالمجید انجام» در سال ۱۳۴۷ در دزفول دیده به جهان گشود و زندگی پر بار خود را در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف آغاز نمود. با شروع جنگ تحمیلی در عملیات‌های زیادی شرکت نمود و سرانجام این جوان خداجو در عملیات پیروز کربلای ۵ در سحرگاه اول اسفند ۱۳۶۵ در میعادگاه عاشقان اللّه جبهه شلمچه به دیدار جمال حق شتافت. پیکر پاکش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شده است.

شهردار شوخ طبع

متن خاطره:

بچه‌های جبهه به او می‌گفتند شهردار چون هر چه می‌خواستند از غذا تا پوشاک برایشان تهيه می‌کرد.

او حلال مشكلات و فريادرس همه بچه‌های جبهه بود.

عبدالمجید هيچ وقت هم از شوخی‌های های با مزه‌ای كه برخی از ما با او می‌كرديم ناراحت نمی‌شد و فقط لبخند می‌زد.

به خوبی به یاد دارم که در شب عمليات كربلای ۵ زير فانوس نشسته بود و داشت چيزی می‌نوشت.

از او پرسيدم: «مجید جان برادرم داری چه چیزی می‌نويسی؟!»

گفت: «چيزی نيست به اصطلاح دارم وصيت‌نامه می‌نويسم.»

سپس آن وصیت‌نامه را به من داد تا بخوانم.

در آن‌ نوشته بود: «خدايا خدايا تا انقلاب مهدی خمينی را نگه دار، از عمر ما بكاه و بر عمر وی بيفزا.»

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده