تعداد بازدید: ۶۴
«پسرم همیشه از حق الناس می گفت و سفارش می کرد که حق الناس را رعایت کنید زیرا تنها چیزی است خدای مهربان به راحتی از آن نمی گذرد. یک روز داخل منزل مشغول كباب كردن گوشت بر روي زغال بودم و دود و بو، حسابي پخش شده بود. از بيرون منزل كه به حياط وارد شد گفت: «مادر چرا اين كار را مي كني؟...» در ادامه متن خاطره مادر این شهید والامقام را در نوید شاهد بخوانید.
111111
 

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید رحیم عبدلي، يكم آذر 1342، در روستاي دهايجي از توابع شهرستان انديمشك به دنيا آمد پدرش صيد رضا، كشاورز بود و مادرش زهرا نام داشت تا دوم راهنمايي درس خواند. سال 1362 ازدواج كرد و صاحب يك پسر و يك دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. چهارم دي 1365، در جزيره سهيل به شهادت رسيد. پيكرش مدتها در منطقه بر جا ماند و پس از تفحص، در شهرستان زادگاهش به خاك سپرده شد

متن خاطره:

رحیم همیشه برای کمک به دیگران پیشقدم بود. به خوبی به خاطر دارم که جهت كمك به جبهه ها وسايل مختلف جمع ميكرد. يك روز سراسيمه به منزل آمد و گفت:«براي كمك به جبهه چه داريد؟»

 پدرش با تعجب گفت:«مگر چند روز پيش يك كولر آبي و تلوزيون اهدا نكرديم؟» رحیم آرام جواب داد:«آنها مستعمل بودند بايد يك چيز نو كمك كرد.»

چند روز قبل يک چراغ علاءالدين خریده بودم كه هنوز در كارتن بود آوردم خودش هم يكي داشت آن را آورد و هر دو را براي اهدا به مسجد برد، و من شاهد چشمان پر از رضایت پدرش بودم که با لبخند بدرقه ميكرد. پسرم همیشه از حق الناس می گفت و سفارش می کرد که حق الناس را رعایت کنید زیرا تنها چیزی است خدای مهربان به راحتی از آن نمی گذرد. یک روز داخل منزل مشغول كباب كردن گوشت بر روي زغال بودم و دود و بو، حسابي پخش شده بود. از بيرون منزل كه به حياط وارد شد گفت: «مادر چرا اين كار را مي كني؟»

با تعجب پرسيدم: «كدام كار؟!» با ناراحتی گفت: «همين دود و بويي كه راه انداخته اي. نمي ترسي عابري يا همسايه اي كه نداشته باشد غصه بخورد و آه و ناله كند؟! اين كار گناه نيست، رعايت حال ديگران را حتي در غذا پختن هم بكن این حق الناس است»

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده