چهارشنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۳۱
تعداد بازدید: ۷۴
نوید شاهد- «بهنام بقچه‌اش را باز کرد و گفت: «دنبال مامانم می‌گردم، گمش کردم» بعثی‌ها هم که فڪر نمی‌ڪردند این بچه ۱۳ ساله می تواند چه ماموریتی داشته باشد، رهایش می‌ڪردند...» در ادامه خاطره همرزم این شهید والامقام را به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادتش می‌خوانیم.
1111
 

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید بهنام محمدی راد دوازدهم بهمن 1345 در شهرستان مسجد سلیمان به دنيا آمد. پدرش روزعلي و مادرش نصرت نام داشت. تا پایان دوره ابتدايي درس خواند. از سوي بسيج در جبهه حضور يافت. اول آبان ماه 1359 در خرمشهر بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. پیکر بهنام را در بالای تپه ای در مسجد سلیمان به خاک سپردند و اکنون چندین شهید گمنام هم در آنجا به خاک سپرده شده است. مزار یادبودش در شهر جونقان از توابع استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد.

متن خاطره:

بهنام نوجوان ۱۳ ساله‌ای ڪه به منظور مقابله با دشمن و ضربه زدن به آن ها، به شناسایی و عمق مواضع بعثی ها می‌رفت و غنائم و اطلاعات مهمی را با خود می‌آورد.

وی چند بار که گیر بعثی ها افتاده بود، هر بار به آنها می گفت:«دنبال مامانم می‌گردم، گمش ڪردم» بعثی‌ها هم که فڪر نمی‌ڪردند این بچه ۱۳ ساله می تواند چه ماموریتی داشته باشد و رهایش می‌ڪردند.
یکبار رفته بود شناسایی، بعثی‌ها گیرش انداختند و چند تا سیلی بهش زدند، جای دست سنگین افسر بعثی روی صورت بهنام مونده بود؛ وقتی برگشت دستش را روی سرخی صورتش گرفته بود، هیچ چیز نمی‌گفت، فقط به رزمندگان اشاره ڪرد ڪه دشمن ڪجا مستقر است و بچه‌ها راه می‌افتادند.

آخرین بار که او را دیدم یڪ اسلحه به غنیمت گرفته بود و با همان یڪ اسلحه هفت بعثی را اسیر گرفته و عقب آورده بود.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده