فریادی که در سکوت طاغوت طنین‌انداز شد
شهیدی از دیار پاوه؛

فریادی که در سکوت طاغوت طنین‌انداز شد

شهید«نیازی لهونی» از اهالی روستای نوریاب شهرستان پاوه، یکی از شهدای پیش‌گام در مبارزه با رژیم پهلوی است که در نخستین روز فروردین‌ماه سال ۱۳۴۸ در زندان جلدیان استان آذربایجان غربی به دست عوامل حکومت پهلوی به شهادت رسید.
پدر جان! امیدوارم تو نیز همچون هزاران پدر شهید، خشنود باشی
دست نوشته شهید«مسعود زینت شعار»

پدر جان! امیدوارم تو نیز همچون هزاران پدر شهید، خشنود باشی

شهید«مسعود زینت شعار» در بخشی از دست نوشته به یادگار مانده اش نوشته است: پدر جان! امیدوارم تو نیز همچون هزاران پدر شهید خشنود باش. پدر جان! چیزی برای گفتن ندارم و در پیشگاه شما خجالت زده‌ام چون می‌دانم که شما را چقدر اذیت کرده‌ام.
شهید، خط سرخی بر وجود مستکبران است
وصیت نامه شهید«حمیدرضا زمانی‌مجد»

شهید، خط سرخی بر وجود مستکبران است

 شهید«حمیدرضا زمانی‌مجد»، سرباز دلاور ارتش در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: شهید شاهد است، حی است، حاضر است بر همه زمانها شهید خط سرخی است بر وجود نامی مستکبران. شهدا با آن نگاه های ربانی و ملکوتی که در لحظه شهادت دارند ارزش های گمشده و فراموش شده انسانی را زنده می کنند.
مادرم! اگر گریه کردی، به یاد زینب (س) باش
وصیت نامه شهید«عباس روندی»

مادرم! اگر گریه کردی، به یاد زینب (س) باش

شهید«عباس روندی» در واپسین کلمات خود، با دلی آکنده از ایمان و عشقی عمیق به اهل‌بیت، از مادرش خواست هنگام داغ فرزند، صبوری زینب‌وار داشته باشد. او با نگاهی مسئولانه به جهاد، بدون انتظار برای اجازه، راهی میدان نبرد شد و از خانواده، امت و جوانان خواست تا راه حق را با اخلاق، نماز و آگاهی ادامه دهند.
مادرم! شهادت، راه حفظ اسلام است
وصیت نامه شهید«محمود علی روشنی پور»

مادرم! شهادت، راه حفظ اسلام است

شهید «محمود علی روشنی‌پور» در وصیت‌نامه‌ای سرشار از ایمان و استواری، خطاب به مادرش نوشت: «به شهادت من افتخار کن و مشت محکمی بر دهان آمریکا و منافقین بزن.» او با آرزوی لرزاندن دل دشمنان اسلام، گام در راهی نهاد که پایانش لقاءالله بود. وصیت‌نامه‌اش سندی زنده از روح بلند جوانی است که شهادت را نه پایان، بلکه آغاز جاودانگی می‌دانست.
 چهار حمید در یک قاب|شهید«حمید نیک پور» به شهادت رسید
  گفتگو با «حمید پهلوانی» رزمنده و فرمانده دوران دفاع مقدس

 چهار حمید در یک قاب|شهید«حمید نیک پور» به شهادت رسید

«حمید پهلوانی» می گوید: در قاب عکسی یادگاری، در عملیات میمک چهار رزمنده هم‌نام به اسم«حمید» عکس یادگاری گرفتیم و می گفتیم ببینیم از ما چهار حمید کدام یک شهید می شود. در همان عملیات، «حمید نیک‌پور» شهید شد و من مجروح، اما عهد ایستادگی باقی ماند.
مجروحیت، مدال من است
گفت‌و‌گو با جانباز ۷۰ درصد کرمانشاهی «بهروز حقیقی»

مجروحیت، مدال من است

جانباز «بهروز حقیقی» می‌گوید: هر زخمی که بر تن دارم، داستانی دارد. داستانی از ایستادگی، ایمان و عشق. آن‌ها مدال‌هایی‌اند که بر سینه‌ام آویخته‌اند، نه نشانه ضعف. من رفته بودم تا وطن بماند و سربلند برگردم حتی اگر پایم جا بماند.
شهید «محمود احمدوند»، پاسدار بی‌ادعای ولایت بود

شهید «محمود احمدوند»، پاسدار بی‌ادعای ولایت بود

در میان هزاران دلاور این سرزمین، نام شهید محمود احمدوند چون چراغی پرفروغ بر تارک تاریخ می‌درخشد. جوانی مؤمن و بصیر از قصرشیرین که در کوران حوادث انقلاب و دفاع مقدس، با جان و دل از اسلام، امام و ایران دفاع کرد و سرانجام در راه آرمان‌های مقدس انقلاب، جام شهادت نوشید.
قرعه‌ای که به نام علی‌اکبر افتاد
روایتی خواندنی از برادر شهید«علی اکبر شرفی»

قرعه‌ای که به نام علی‌اکبر افتاد

«اصغر شرفی» برادر شهید می گوید:  اکبر از همان اول اصرار داشت که جبهه بریم، قرار گذاشتیم قرعه‌کشی کنیم. دوتا کاغذ نوشتیم، توی لیوان انداختیم. قرعه به اسم اکبر افتاد. بعداً فهمیدم هر دو تا کاغذ رو به اسم خودش نوشته بود.
مدرسه نرفت اما کلاس انسانیت را تمام کرد
مروری بر زندگی شهید «محمد نظیف شریفی»

مدرسه نرفت اما کلاس انسانیت را تمام کرد

در روستای کوچک بله‌ای، کودکی متولد شد که بی‌عدالتی مانع رفتنش به مدرسه شد، اما دل بزرگش در مکتب کار، ایمان و ایثار پرورش یافت. شهید «محمدنظیف شریفی»، کارگری ساده اما آسمانی بود که در آغازین روزهای دفاع مقدس، با قلبی سرشار از عشق به میهن، جان خود را فدای آرمان‌های انقلاب کرد.
بعدی 3 4 5 6 قبلی