جانباز ۲۵ درصد: در کمین افتادیم و به دست نیرو‌های عراقی اسیر شدم

جانباز ۲۵ درصد: در کمین افتادیم و به دست نیرو‌های عراقی اسیر شدم

جانباز و آزاده سرافراز محمد جایمند بیان می‌کند: «به کمین افتادیم و به دست نیرو‌های عراقی اسیر شدم. بچه‌ها دستم را بستند، اما آنقدر خون آمده بود که دیگر نمی‌توانستم راه بروم.»
جانباز ۵۰ درصد: الان هم رهبر امر کند با سر می‌روم

جانباز ۵۰ درصد: الان هم رهبر امر کند با سر می‌روم

جانباز سرافراز اباذر جعفری بیان می‌کند: «الان هم رهبر اگر امر کند با سر می‌روم من نوکر عمامه رهبرم هستم، چه آقای خامنه‌ای باشد چه آقای خمینی، الان هم اگر بگوید با این وضعت برو، می‌روم. خداوند آمریکا و اسرائیل را لعنت کند.»
همه جای ایران، جبهه هست

همه جای ایران، جبهه هست

جانباز سرافراز اصحابعلی گلناری در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «آن زمان همه جای ایران جبهه بود و همین حالا هم همه جای ایران جبهه هست، امروز هم من شب‌ها نگهبانی می‌دهم و هر وقت نیاز باشد هم خودم و هم فرزندانم در پایگاه بسیج خدمت می‌کنم دشمن همان دشمن است و هر زمان بتواند نیش می‌زند...»
ما را به رگبار بستند

ما را به رگبار بستند

جانباز سرافراز ایوب نظری در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در حال پایین آمدن از کوه بودیم، تیربار را زیر سنگ‌ها پنهان کرده بودند و زمانی که به نزدیکی روستا رسیدیم ما را به رگبار بستند...»
خودرویمان منفجر شد

خودرویمان منفجر شد

جانباز سرافراز بهنام رحمانی در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «برای بازکردن مسیر مایین بلاغ به دستور فرمانده و با همراهی چند تن دیگر رفتیم که در مسیر علف‌ها رشد کرده بودند و مسیر مشخص نبود که ناگهان خودرویمان منفجر شد...»
با آر پی جی برجک را زدند

با آر پی جی برجک را زدند

جانباز سرافراز حامد فردی در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «اعلام آماده باش کردند و زمانی که بیرون سنگر رفتیم در حال آماده کردن اسلحه بودم، ناگهان با آر پی جی برجک را مورد هدف قرار دادند و ترکش به صورتم برخورد کرد...»
برای آب و خاکم همیشه آماده‌ام

برای آب و خاکم همیشه آماده‌ام

جانباز و آزاده سرافراز آزاده محرمعلی مهدوی در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «اسراییل بدون آمریکا در مقابل ایران هیچ چیز نیست، برای آب و خاکم همیشه آماده‌ام و اگر امروز هم نیاز باشد آماده‌ام و جوانان ایرانی در هر کجای دنیا باشند عاشق وطنشان هستند...»
در ستون حرکت می‌کردیم که مورد حمله قرار گرفتیم

در ستون حرکت می‌کردیم که مورد حمله قرار گرفتیم

جانباز و آزاده سرافراز فرض الله محسنی در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در ستون در حال حرکت بودیم که مورد حمله قرار گرفتیم و پایم مجروح شد، در همان حال به اسارت گرفته شده و به بیمارستان تکریت منتقل شدم، در آنجا نیز مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتم...»
دشمن بعثی پاتک زد

دشمن بعثی پاتک زد

آزاده و جانباز سرافراز فتح الله یاری در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «بعد از آموزش به منطقه جنوب اعزام شدم و ۱۸ ماه از خدمتم در جبهه جنوب در لشگر ۲۱ حمزه می‌گذشت، اواخر جنگ بود که دشمن بعثی پاتک زد و ...»
ماشین را به گلوله بستند

ماشین را به گلوله بستند

آزاده سرافراز غفارعلی صدری در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در حال بردن اسلحه‌ها به سمت ارومیه بودیم که در یک روستا در مسیر حرکت گروه‌های معاند اقدام به تیراندازی کردند و ماشین را به گلوله بستند...»
بعدی 2 3 4 5 قبلی