شهید" باقرچرومی" در بخشی از وصیت نامه خود می نویسد:« من آگاهانه راه حق را انتخاب کردم که هر گونه خداوند مصلحت می داند و مقدرات را رقم می زند، خون سرخم را ضامن استقلال، آزادی و تحکیم حکومت قرآن و جمهوری اسلامی گردانم.»در ادامه متن وصیت نامه این شهید بزرگوار را بخوانید.

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید باقر چرومی پانزدهم آذر 1325 ، درروستاي چیت ابنه از توابع شهرستان هفتگل به دنياآمد. پدرش طاهر ومادرش مهره نام داشت. خواندن و نوشتن نمي دانست. ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد. به عنوان جهادگردرجبهه حضور يافت. يازدهم ارديبهشت 1361 ، با سمت راننده در دارخوين بر اثر اصابت تركش گلوله توپ به شهادت رسيد. مزار او در روستاي چيت انبه تابعه  شهرستان باغملك واقع است.

متن وصیت نامه شهید باقر چرومی:

انا لله و انا الیه راجعون

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله.

با سلام و درود به شهدای انقلاب اسلامی ایران و شهدای کربلای خونین جنوب و با سلام به حسین مظلوم سرور و سالار همه شهدای عالم و با شهادت به حقانیت ولایت نائب الامام خمینی کبیر.

گرفتن حق مظلومان

اینجانب باقر چرومی که عازم جبهه‌های حق علیه باطل هستم آرزو دارم که دشمنان حق و حقیقت را که برای نابودی اسلام و سرنگونی پرچمم بر سرزمینم تجاوز کرده‌اند، تا جان در بدن دارم و روح در کالبدم، خداوند به من توانایی بدهد تا بتوانم نابودشان  سازم و جز در راه احقاق حقوق این مظلومان از پای ننشینم.

انتخاب راه حق

من آگاهانه راه حق را انتخاب کردم که هر گونه خداوند مصلحت می داند و مقدرات همراه رقم زند،  خون سرخم را ضامن استقلال، آزادی و تحکیم حکومت قرآن و جمهوری اسلامی گردانم.

اسلام را پاسداری کنید

از همسرم و فرزندم می خواهم  که  راهی را که  رفته ام و اسلامی را که عزیز داشته‌ام پاسداری نمایند. آرامش و سرافرازی روح من آن روزی است که در مصیبتم آنان گریان نباشند بلکه به راهی که من رفته ام سرافراز بوده و در بین سایرین  سربلند و مفتخر باشند

تربیت  فرزندان

 همسرم را وکیل قرار می‌دهم که هر طور صلاح می داند در تربیت  فرزندم کوشش کند و او را انسانی شرافتمند و مومن به اسلام و قرآن پرورش نماید و نیز فرزند آینده ام اگر پسر بود نامش را مسلم و اگر دختر بود زینب بگذارید. انشالله این فرزند در کنار برادرش علی شایسته و لایق این اسم باشد سفارش و همسرم اینکه به کسی بدهکار نیستم و مبلغی که در خانه موجود است پس از رد خمس به مصرف امورات زندگی خود برساند.

در مرگم لباس سیاه نپوشید

از مادرم می خواهم همانطور که همیشه او را دوست داشتم حق خود را برگردانم حلال نماید و ثانیا در مصیبتم خود را پریشان نسازد از برادرم می خواهم که همچنان مادرم را مورد حمایت خود قرار داده و در ادای احترام به او سستی نکند و سفارشم به سه خواهرم این است که در مرگم لباس سیاه نپوشند بلکه شادمان باشند که برادرشان در راه خدا شهید شده است.

از کلیه دوستان و آشنایان می خواهم که اگر حقی بر گردنم دارند حلال کنند ضمنا" مرا در زادگاهم  به خاک بسپارید.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده