شهید " عزیزالله الماسی " در سال 1365 که در جبهه حضور داشت در دانشگاه شرکت کرد و قبول شد چند روزی به دانشگاه رفت ولی از آنجا که دوری از جبهه ها را نتوانست تحمل کند درس و دانشگاه را برای رسیدن به جبهه ها و جنگیدن در راه خدا رها کرد. داستان زندگی این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید عزیزالله الماسی در سال 1339 درشهرستان امیدیه چشم به جهان گشود پدرش مجید و مادرش صلامه نام داشت در کودکی مادر خود را از دست داد و همیشه همراه پدرش بود پس از گذراندن دوره ابتدایی و راهنمایی درسال 1358از هنرستان فارغ التحصیل شد در همین سنین بود که پدرش را نیز از دست داد

حضور در جبهه

با شروع انقلاب اسلامی وی در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد و اعلامیه های و عکس های امام خمینی را در سطح شهر و روستا پخش می کرد.پس از پیروزی انقلاب در مهر ماه 1359 به عضویت سپاه پاسداران در آمد و از طریق همین نهاد مقدس به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید.

شرکت در عملیات ها

وی در سال 1365 که در جبهه حضور داشت در دانشگاه شرکت کرد و قبول شد چند روزی به دانشگاه رفت ولی از آنجا که دوری از جبهه ها را نتوانست تحمل کند درس و دانشگاه را برای رسیدن به جبهه ها و جنگیدن در راه خدا رها کرد. در بسیاری از عملیات ها از جمله عملیات خیبر ،والفجر هشت ،عملیات فتح المبین ،ثامن الائمه ،طریق القدس ،عملیات بیت المقدس و عملیات رمضان فعالانه شرکت کرد .

ازدواج              

برای عمل به سنت پیامبر (ص)، با خانم فاطمه حاج دولو ازدواج کرد و چهار فرزند از آن بزرگوار به یادگار مانده است .علاقه زیادی به مردم داشت و حق الناس را بسیار رعایت می کرد هیچ گاه بی مورد سخنی نمی گفت تا کاری را انجام نمی داد در مورد آن حرفی نمی زد .اگر خلافی مشاهده می کرد بدون ترس و واهمه امر به معروف و نهی از منکر می کرد .

مسئولیت های وی در جبهه عبارتند از مسئول گروهان ادوات،مسئول دسته رزمی ،مسئول گردان پیاده ،معاون تخریب قرارگاه نصرت ،مسئول واحد تخریب تیپ 9بدر،مسئول محور لشکر ثارالله و قرارگاه قدس و فرماندهی گردان تخریب و در آخرین مسئولیت ایشان مسئول طرح و عملیات قرارگاه قدس بود .

مجروحیت

در عملیات خیبر بر اثر بمباران شیمیایی از ناحیه کمر و ریه و پاها و یک بار هم در عملیات والفجر 8از ناحیه کمر و ستون فقرات و کتف به شدت مجروح گشت که پس از انتقال به بیمارستان و بهبودی نسبی دوباره به جبهه ها بازگشت .در اوقات فراقت و در مرخصی هایش همیشه به خانواده های شهدا سرکشی می کرد و از آنها دلجویی می نمود .

نماز اول وقت

به فقیران و مستمندان به خصوص آنهایی که در نقاط دور دست زندگی می کردند کمک می کرد .همیشه نمازش را اول وقت و با جماعت می خواند و نسبت به روزه خیلی مقید بود .تلاوت قرآن را دوست داشت و در مراسم مذهبی و سوگواری ائمه اطهار شرکت می کرد.پس از اتمام جنگ تحمیلی طبق تکلیف برای خاموش کردن چاه های نفت کویت به آن دیار رفت و پس از بازگشت به لبنان عزیمت کرد و در آنجا انجام وظیفه کرد .سرانجام در هفده ام اسفند 1371 در چاه نفت اهواز هنگام خاموش کردن چاه نفت دچار سوختگی شدید شد و به شهادت رسید پیکر وی را در گلزارشهدای زادگاهش به خاک سپردند

قسمتی از وصیت نامه شهید

شهید عزیزاله الماسی در وصیت نامه ی خود چنین می نویسد :امت قهرمان موهبتی در چهارچوب انقلاب اسلامی به وسیله رهبری قاطع امام خمینی ( ره ) و همت بلند خود شما پیش آمده که از آن همه کج روی و منجلاب نجات پیدا کنیم .باید روی این نکته عنایت خاص داشته باشیم و بدانیم که اگر خدشه ای به این حرکت عظیم وارد شود به اسلام وارد شده است .هرجا تبعیض و بی عفتی و هرگونه فسادی دیدید بی تفاوت از کنار آن نگذرید این گونه باعث دلسردی نشوید که این مسایل شاید درزمان پیغمبر(ص)نیز بوده است ولی دلیل نمی شود ریشه کن نشوند..

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده