شهید " رضا ایزدی " عزیزی بود محجوب و محجوبی وارسته و جوانی ساده و بی ریا ،عشق در او متبلور شده بود و احساس خاصی نسبت به حقیقت داشت و نه تنها شاعر بود بلکه خودش نیز شعری مجسم بود بطوری محجوب بود که هیچ موقع نخواست من او را شاعر به هم ذوقانش معرفی کنم

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید رضا ایزدی در سپیده دم بیست و نهم اردیبهشت 1348در اهواز پا به عرصه وجود نهاد پدرش آقا شهریار نام داشت و فروشنده بود. مادرش پری خانم نام داشت و خانه دار بود. بعد از تربیت در کانون گرم خانواده در سن 6سالگی برای شروع تحصیل به دبستان حافظ رفت.

روحیات انقلابی و مذهبی

وی از دوران کودکی فکرت خاصی در وجودش نهفته بود بطوریکه این افکار و احساسات والا پس از طی دوران تکاملی به زیباترین شکل شکوفا و در این هنگام هر چند سن کمی داشت اما از روحیات انقلابی و مذهبی برخوردار بود و نقش خود را در حد توان بجا می آورد.پس از پیروزی انقلاب دائما در جریانات انقلاب بود و بطور متناوب در محافل و مجالس انقلابی و مذهبی حضور پیدا می کرد و روح تشنه خویش را از دانستنی های انقلاب سیراب می نمود.

پایگاه مسجد امام (رضا)

در سال 1359با شروع جنگ تحمیلی رضا هم به سان همرزمانش مبارزات آگاهانه خویش را در راه پیروزی و شکوفایی مملکت اسلامیمان با ثبت نام در پایگاه مسجد امام رضا (ع)و شرکت در فعالیت های تبلیغاتی معنوی و نظامی شروع کرد و شب ها را درکنار عبادت و نگهبانی از میهن اسلامی سپری می نمود. وی سه بار در سال های 1360 و 1361 به جبهه های نبرد نور علیه ظلمت شتافت و همگام با رزمندگان علیه دشمنان بعثی پیکار می نمود .

کتاب تماشاگه راز

در سال 1363 با اراده ای قوی که از ایمانش متبلور می شد برای بازسازی شهر ویرانه خونین شهر به آن شهر رفت و بیش از 3ماه مشغول بکار شد .در همین ایام بود که با مطالعه عمیق کتاب (تماشاگه راز)و دیگر کتب ادبی و شرکت در محافل ادبی مشتاقانه وارد خیمه شاعران شد و از طریق شعر روح عاشق و شیدای خویش را نمایش داد.

شاعر نوجوان

وی در هر حال شاعر بود و سخن و گفتارش از عشق نشات می گرفت عشق به معشوقی که شدیدا آرزوی وصال او را داشت آنگونه که خود می گفت :

آرزویم همه این است که به میخانه شوم

                                               ساغری باده کنم نوشم و پروانه شوم

به سبکبالی مرغان مهاجر ز قفس

                                    پر و بالی بفشانم که چو افسانه شوم

اواخر سال 1364 بود که به جمع انجمن شعرای اهواز پیوست و در آنجا توانست بهتر آه و ناله خویش را در قالب کلمات بیان کند .

رضا شعری مجسم بود

استاد محمد شیدا ،استاد دانشگاه و سرپرست سابق انجمن ادبی استان خوزستان پیرامون خصوصیات روحی و اخلاقی رضا در مراسم شب شعر در منزل شهید و در مراسم بزرگداشت شهادت وی در انجمن شعرای اهواز طی سخنانی گفت :

(شهید رضا ایزدی عزیزی بود محجوب و محجوبی وارسته و جوانی ساده و بی ریا ،عشق در او متبلور شده بود و احساس خاصی نسبت به حقیقت داشت و نه تنها شاعر بود بلکه خودش نیز شعری مجسم بود بطوری محجوب بود که هیچ موقع نخواست من او را شاعر به هم ذوقانش معرفی کنم.)

شهادت

شهید رضا در آخرین حضور خود در جبهه های نبرد حق علیه باطل در هفتم اسفند 1365 در عملیات کربلای 5در شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در مراسم باشکوهی در اهواز تشیع شد .مزار این شهید در بهشت شهدای این شهر درقطعه دوم شهدای دفاع مقدس زیارتگاه زائرین شهدا می باشد .

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده