شهید" سعید زارع " و در همان روز اول آشنایی با همسر و خانواده همسرش به آنان گفت من سپاهی هستم و این شغل ماموریت ها و خطرات زیادی را دارد و رو به همسرش می گوید من آرزوی شهادت دارم امیدوارم برایم دعا کنی تا به آرزویم برسم

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید سعید زارع در سال 1367در خانواده ای مذهبی و متدین در شهرستان دزفول بدنیا آمد پدرش غلامرضا نام داشت و بازنشسته شرکت توسعه نیشکر هفت تپه بود و مادرش شهناز نام داشت و خاندار بود دارای چهار خواهر و دو برادر بود و خود فرزند ششم خانواده محسوب می شد وی علاقه بسیار زیادی به مذعب و مسائل دینی داشت و از همان کودکی در این زمینه مطالعه می کدر در دوران تحصیل به صورت داوطلبانه با مسجد همکاری داشت و در تمام برنامه های مذهبی شرکت کرد و بعد از گرفتن دیپلم در سال 1362وارد سپاه شد

تصمیم به ازدواج

در سال 1361تصمیم به ازدواج گرفت و در همان روز اول آشنایی با همسر و خانواده همسرش به آنان گفت من سپاهی هستم و این شغل ماموریت ها و خطرات زیادی را دارد و رو به همسرش می گوید من آرزوی شهادت دارم امیدوارم برایم دعا کنی تا به آرزویم برسم

خادم سید الشهدا

روحیه شهادت طلبی سعید در بین دوستانش بسیار زبانزد بود همه می گفتن اسماعیل به شهدا بسیار علاقه داشت و همیشه بر سر مزار آنها می رفت و عزاداریهای امام حسین و دهه محرم بسیار اهمیت می داد و همیشه روز عاشورا مسیر پنج کیلومتری از مسجد محل تا گلزار شهدا را با پای برهنه زنجیر می زد و می گفت من خادم سید الشهدا هستم باید ارادت خودم را به او و اهل بیتش نشان دهم.

 

شهید مدافع حرم

شهید سعید بسیار به شهادت علاقه داشت و همیشه خانواده شهدا را تکریم می کرد و هنگامی که او در سالهای 94-95برای ایشان شرایط حضور در جبهه با عنوان مدافع حرم به وجود آمد هیچ تردیدی به خود راه نداد و مشتاقانه به سوریه رفت هم رزمانش همیشه از شجاعت ایشان صحبت می کردند و سردار سلیمانی درباره ایشان می گفت سعید در کوهها و دشتها به دنبال شهادت میگشت در سوریه به عنوان یکی از جوانترین فرماندهان خدمت می کرد و در جنوب حلب مستقر بود و پشتیبانی کننده بخش زیادی از منطقه بود و سرانجام در سی ویکم شهریور 97در رژه سپاه و ارتش به مناسبت هفته دفاع مقدس مورد هدف تروریست های کوردل قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید .


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده