شهید مرتضی گریزی نژاد فرمانده گردان بلال پنجم ماه محرم به درجه رفیع شهادت رسید، به همین مناسبت زندگی نامه و وصیت این شهید گرانقدر برای علاقمندان منتشر می شود.

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید مرتضی گریزی نژاد سی شهریور 1348 در شهرستان دزفول دیده به جهان گشود. پدرش یداله کارگر کوره آجرپزی بود و مادرش اختر نام داشت. وی یک خواهر و چهار برادر داشت و خود چهارمین فرزند خانواده بود. مرتضی از کودکی زرنگ و با استعداد بود و این امر باعث حیرت اطرافیان می شد.

عشق به نماز و اذان

 صدای اذان او را به وجد می آورد . با شروع بانگ اذان زمزمه میکرد و به همراه پدرش در نماز جماعت و جلسات قرآن در مساجد حضوری فعال داشت . دوستانش را به نماز جماعت تشویق میکرد و با شروع انقلاب اسلامی در حالیکه 9 الی 10 سال بیشتر نداشت در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت میکرد.

حضور در جبهه

 با حمله ناجوانمردانه رژیم بعثی عراق، مرتضی در پایگاه های بسیج حضور پیدا کرد و پس از گذراندن دوره های تکمیلی و آشنایی با سلاح و اداوات نظامی  در سال 1362 برای اولین بار در جبهه پدافندی زید حضور پیدا کرد. پس از کسب تجربه لازم در عملیات بدر شرکت نمود و بر اثر استعداد فراوان به عنوان یکی از نیروهای غواصی در این عملیات برگزیده شد و پس از ابراز رشادت های غیر قابل وصف پیروزمندانه و سربلند به شهر برگشت.

پروردگارا مرا به دوستانم برسان

از آنجا که دو تا از دوستان صمیمی اش به شهادت رسیده بودند در یکی از یادداشت هایش در سال 66 نوشته بود که پروردگارا، اگر من لیاقت دیدار شهدا را دارم مرا به برادرانم منصور حسینی فر، مهدی سخائی،مهدی حسین زاده،حمید کمیلی و دیگر شهدا برسان . شهید مرتضی گریزی نژاد زمانیکه به مرخصی  می آمد از خودسازی غافل نمی ماند، او کسی بود که سرکشی به مجروحین و معلولین و خانواده های شهدا را هرگز از یاد نمی برد، در عملیات والفجر 8 چون عاشقی دلباخته کوله را بست و به عنوان نیروهای غواصی سینه اروندرود را شکافت و پس از موفقیت در عملیات به خانواده خود سر زد.

فرمانده گردان بلال

 سال 65 مجددا" عازم جبهه نبرد در منطقه فاو شد و پس از چند ماهی حضور در جبهه با شروع عملیات کربلای4 راهی خطوط مقدم نبرد حق علیه باطل گشت. پس از چهار سال حضور مداوم در جبهه به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمده و در لشکر 7 ولی عصر به خدمت صادقانه خود ادامه داد. با طی مراحل طاقت فرسای آموزش نظامی به عنوان فرمانده گردان بلال انتخاب شد که یادآور خاطره پرشور یاران  شهیدش است  . با گذشت  مدتی به لحاظ حساسیت منطقه کردستان به جبهه اعزام شد با شروع ماه محرم، ماه حماسه و ایثار و ماه پیروزی  خون بر شمشیر راهی جبهه شلمچه گشت و در پنجم ماه محرم بر اثر اصابت گلوله خمپاره بعثیون مزدور به سنگرش به آرزوی دیرینه ی خود دست یافت و به سوی لقاء اله و یاران شهیدش پر گشود. مزار مطهرش وی در زادگاهش شهیدآباد دزفول است.

متن وصیت نامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام برپويندگان طريق سرخ شهادت ،سلام بر ازجان گذشتگان درراه داور ،سلام به جان نثاران ره پاك حسين (ع) ، سلام بر خونين پيكران عمليات كربلاي 4 ؛ سلام برپاره ، پاره پيكرهاي  كربلاي 5 ،سلام بر پويندگان راه شهدا سلام بر برادر عزيزي كه اين بار هم احساس مسئوليّت كرده وحركت كرده بسوي جبهه  تا خود را از آلودگيها دور و رها سازد. سلام بركسي كه به حقيقت راه شهدا را ادامه ميدهد واز اين كار خويش راضي است و درود بركساني كه نه مال ، نه پدرومادر نه فرزند ، نه مسائل مادي دست وپاي آنها را نبسته و خود را ازاين ماديّات دور كرده اند وبه سوي ميعادگاه عاشقان خدا رهسپار شده اند .


باید احساس مسئولیت کنیم

برادران عزيزم بايد احساس مسئوليت بيشتري بكنيم چرا كه هرگاه يك رزمنده شهيد ميشود مسئوليّت ما رادر قبال پيشبرد جنگ سنگين تر ميكند برادران عزيز بعد از مدت زماني كه از شهادت عزيزانمان ميگذرد نبايد از ادامه راهشان دست برداريم آنها بهترين معلمهاي كلاس ما بودند . پس نبايد در ادامه راهشان سستي نشان دهيم.

مارا نخواهند بخشید

برادراني كه اين نوشته بگوش شما ميرسد به خدا قسم كه اگر درامر دين وپيروي از خونشان سستي كنيم ما را نخواهند بخشيد ، چرا كه پيامها ، وصيتهاي ، وسخنانشان اين بوده كه دست از روحانيت متعهد بر نداريم و در رفتن به جبهه ، رفتن به جلسات قرآن كوتاهي نكنيد وآنها كه رفتند سعادت خويش رادر يافتند و آنها كه ماندند بايد راه آنها را ادامه بدهند ودر راه اوامر انقلاب وجنگ سستي نكنند.هميشه در صحنة انقلاب وجنگ باشند تا پرچم پرافتخار ايران وجمهوري اسلامي رادر سراسرگيتي به اهتزاز در آورند برادران گرامي اين پيام شهدا است .

هدف ما آزادی کربلاست

آنها كساني بودند كه درپي آزاد سازي كربلا وبراي مرقد امام حسين (ع) به جنگ پرداختند و آرزوي ديدن يك لحظه بارگاه امام حسين (ع) را داشتند اما دست آنها به آن مرقد نرسيده وشهيد شدند وگفتند كه ما آمده ايم تا مرقد شش گوشه ابا عبدالله را زيارت كنيم كه اگر به آنجا رسيديم كه چه بهتر واگرشهيد شديم نام ما درليست زائران امام حسين (ع) است.

ترس به دل راه نده

 پس برادر رزمنده ، عزيزي كه از جان و مالت گذشته اي وپا به جائي گذاشته اي ودر اينجا همة خطرات تو را تهديد ميكند تو استوار باش و توكلت به خدا باشد وسعي كن كه مثل اين شهيدان باشي واز همة ترس به دلت راه مده و تا آخرين قطرة خون وآخرين نفس درراه بارور كردن انقلاب وخون شهدا باش كه خدا بامسلمين است.

عهد و پیمان با خدا

برادرعزيزم ، رزمندة شجاع ، ايثارگر ، مهربان بندة خدا ، بيا وبا خداي خود عهد وپيمان ببنديم كه به حقيقت ، پيرو اين انقلاب وروحانيت وادامه دهنده راه شهدا باشيم . اجر همة شما با خداوند بزرگ ومهربان باد . به اميد پيروزي نهائي رزمندگان اسلام ، به اميد اينكه دست تمامي مردم ايران به مرقد ابا عبدالله حسين (ع) برسد واز نزديك قبر شش گوشه اش را زيارت بنمايند ودرد دل خويش را بگويند كه خداوند نظر لطف به امام حسين (ع) دارد وجواب خواهد داد  ، انشاء الله .

 

خـوشـا آنـان كـه بار عـزّت زگيتي

                                                                                          بساط خويش بـر چيدنـد ورفـتـنـد

زكـالا هـاي ايـن آشفتـه بازار

                                                                                         مـحـبـت راپـسنـديـدنـد ورفـتـنـد

والسـلام

                                                                              مـرتضـي گريـزي نـژاد

                                                                                                              بتـاريـخ : 16/1/1366

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده