ساعتی قبل از شهادت همراه دیگر همرزمانش ازکنار رود کرخه گذشتند، لطیف به دوستانش گفت: من میدانم امروز شهید خواهم شد، اجازه دهید غسل شهادت کنم، در کمال ناباوری او ساعاتی بعد به درجه رفیع شهادت رسید. آنچه خواندید بخشی از زندگی نامه شهید لطیف امانه بود. شما را به خواندن ادامه این مطلب دعوت می کنیم.

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید لطیف امانه یکم فروردین 1328در روستای عمله غلامرضا از توابع شهرستان شوش به دنیا آمد. پدرش فرحان و مادرش فرحه نام داشت .خواندن و نوشتن نمی دانست کشاورز بود ازدواج کرد و صاحب یک پسر ویک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت دوم شهریور 1360با سمت تک تیرانداز در شوش بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار او در روستای میثم تمار تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.


غسل شهادت

خاطره ای از برادر شهید لطیف امانه

برادرم بسیار علاقمند بود که به جبهه برود آن زمان داشتیم منزلمان را می ساختیم و پدرم هر چه به او می گفت بیا و در ساختن خانه به ما کمک کن می گفت من باید به جبهه بروم و با خون خودم صدام و صدامیان را نابود کنم و شهید شوم .

یک روز صبح که در جبهه های شوش بودیم شهید دیده بان بود و متوجه حضور عراقیها شد در همان زمان ایشان دستور آتش بر جبهه عراق را داد و با این کار باعث شد انبار مهمات و یک تانک را به آتش بکشیم و تعداد زیادی از سربازان عراقی را بدرک واصل کنیم. یکبار دیگر در جبهه ها که بودیم متوجه شدیم که شهید با صدای خیلی بلند الله اکبر ،الله اکبر ...فریاد می زند تمام افراد گروه به سمت او رفتند و دیدند که کلاهش سوراخ سوراخ شده و بدنش تکه تکه و شهید شده است.

بعد متوجه شدیم که ساعتی قبل که شهید و همرزمانش ازکنار رود کرخه می گذشتند به دوستانش می گوید من میدانم امروز شهید خواهم شد و اجازه دهید غسل شهادت کنم .ایشان ساعاتی بعد به درجه رفیع شهادت نایل می شود.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده