در وصیت نامه شهید کویخ میخوانیم:
در وصیت نامه شهید جعفر حیدری کویخ آمده است : قرآن را بخوانید و تفکر کنید ،وای بر کسی که قرآن بخواند و به آن تفکر نکند ،کسی که به آیات قرآن تفکر نکند به قرآن ظلم کرده است
چه کسی به قرآن ظلم می کند؟

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید جعفر حیدری کویخ  پنجم خرداد 1345در روستای هرموشی از توابع شهرستان شوش بدنیا آمد پدرش محمد کارمند جهاد سازندگی و مادرش خیری نام داشت دارای سه خواهر و سه برادر بود دانش آموز دوم متوسطه و در رشته برق درس می خواند که انقلاب شد و در راهپیمایی ها حضور فعالی  داشت تا اینکه جنگ ایران و عراق شروع شد و بعنوان بسیجی در جبهه حضور یافت.

یکی از همرزمان شهید می گفت جعفر همیشه چهره ای خندان داشت و در جلسات قران شهید عباس احسانی شرکت می کرد وی این کار را سرلوحه اصلی خود قرار داده بود. وی در عملیات رمضان در جبهه کوشک در تاریخ دهم شهریور 1361 بر اثر اصابت ترکش به دست و پا به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش واقع است.



چه کسی به قرآن ظلم می کند؟


متن وصیت نامه:

بنام خداوند بخشنده مهربان

ولا تحسبن الذین قتلول فی سبیل ا.. امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نکنید آنانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زندگانی جاویدی هستند که نزد پروردگارشان روزی می گیرند. ((قرآن کریم ))

خداوندا اکنون که من تنها با تو سخن می گویم تو را شکر گزارم ،پس تو را شاهد می گیرم ،عزیزترین و بهترین چیزی را که به من دادی و آن جان ماست و چیزی بهتر از آن ندارم ،پس آنرا در راه تو و برای رضای تو هدیه می نمایم ،هدیه ای که خود تو به من عنایت فرمودی .

پروردگارا باز تو را شاهد می گیرم که این راه را با آگاهی کامل انتخاب نمودم و با تمام وجودم شهادت را که سعادتی بس بزرگ است می پذیرم چرا که شهادت حد نهایی تکامل یک انسان است .

ای برادران وای خواهران

قرآن را بخوانید و تفکر کنید ،وای بر کسی که قرآن بخواند و به آن تفکر نکند کسیکه به قرآن تفکر نکند به قرآن ظلم کرده است .

تفنگم را بیاورید تا قلب و سینه دشمن را سوراخ کنم که دیگر تحمل این همه نامردمی را ندارم آخر مگر در این دنیا استقلال و آزادی جرم است ؟

دشمنان کور خوانده اند!

چرا ملتهای اسلامی را این چنین محاصره اقتصادی و نظامی کرده اند ،ای مادر کفنم را بیاور تا بپوشم که خون من از خون امام حسین (ع)و علی اصغر بخون خفته رنگین تر نیست به جنایتکاران شرق و غرب بگویید که اگر خانه و کاشانه ام را به آتش بکشند اگر گلوله های شما قلبم را سوراخ سوراخ کند  آرزوی فروختن دینم را به گور خواهند برد .

به جنایتکاران بگویید که اگر پیکرم را زنده زنده پاره پاره کنند اگر پاره پاره های تنم را بسوزانند خاکسترم را به دریا بریزند از دل امواج دریا صدایم را خواهند شنید که فریاد می زنم (اسلام پیروز است )اسلام پیروز است و منافق و کفر نابود است .

باری وصیت می کنم وقتی که شهید شدم چون میدانم شهید می شوم و اگر چنین شد جسدم را در آرامگاه عباس شوش دفن کنید .من از پدرم محمد حیدری و مادر م می خواهم مرا ببخشند و ناراحتیهایی که از من دارند حلال کنند.

والسلام .

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده