شهید کوروش کیانپور در وصیت نامه ی خود می گوید: «خدایا، خود می دانی که من با عشق به تو و راه امام حسین(ع) به جبهه پا نهاده ام تا با خون خود از اسلام، قرآن و راه امام دفاع کنم و این را برای خود یک وظیفه الهی می دانم».
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید کوروش کیانپور  نوزدهم خرداد  سال   1341  درشهرستان ایذه چشم به جهان گشود . پدرش ابوطالب که کارگر شرکت نفت  بود ومادرش خاور نام داشت . شهید دارای یک خواهر وپنج برادر می باشد . 
دوران تحصیل خود را تا پایان سال دوم متوسطه در شهرستان ایذه گذراند. در راهپیمایی ها و تظاهراتی که علیه حکومت پهلوی در شهرستان ایذه صورت می گرفت، حضوری فعال داشت و با پیروزی انقلاب اسلامی با نهادهای انقلابی همچون بسیج و جهاد همکاری می نمود.
پس از یک سال همکاری با جهاد سازندگی آغاجاری، با آغاز جنگ تحمیلی حضور در جبهه های جنگ را واجب تر از کار در ادارات دانست و به جبهه های جنگ بعنوان سرباز ارتش اعزام گردید. از آنجایی که برادر دیگر شهید به نام نوذر کیانپور در روز بیست و هشت مرداد 1360به درجه ی رفیع شهادت نایل آمده بود، غم از دست دادن برادر مانع حضور ایشان  در جبهه نگردید، بلکه با روحیه ای بهتر و مصمم تر پا به عرصه ی جنگ گذاشت 
 کوروش کیانپور  چهارم شهریور 1362 در جبهه فکه بر اثر ترکش گلوله خمپاره دشمن بعثی به ناحیه قلب به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد ودر زادگاهش به خاک سپرده شد .





دفاع از اسلام و امام را وظیفه الهی خود می دانم
متن وصیت نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب امام خمینى و درود بر شهیدان گلگون کفن انقلاب و جنگ تحمیلى ما با امام خمینى و راه او پیمان بسته‌ایم که تا آخرین قطره ی خون خویش از آن دفاع خواهیم کرد. خدایا! تو خود می دانى که من با عشق به تو و راه امام حسین(ع) به جبهه‌ها پا نهاده‌ام که با خون خود از اسلام و قرآن و راه امام دفاع کنم و امید است که خون من تداومى باشد براى دیگران که زیر بار ظلم و تجاوز دشمن ستمگر نروند و همیشه از حق دفاع کنند. بار خدایا! تو همه ی ما را به راه راست هدایت بفرما و ما را از این دنیا ی پرنیرنگ برهان ، و از گناهان ما بگذر.

 پدرم، مادرم و برادرم، ناراحت نباشید از اینکه به جبهه آمده‌ام، این وظیفه الهى است که باید از وطن اسلامى خود دفاع کنم نه تنها من بلکه یکایک ما وظیفه داریم که از قرآن و اسلام دفاع کنیم. این ها خیلى سخت است ولى باید تحمل کرد تا مثل فولاد آب دیده گشته و در آینده در برابر مشکلات سرخم نکنم. خداوند به همه ی شما صبر و تحمل بدهد و سلامتى شماها را از خداوند بزرگ خواستارم من چیزى از دنیا ندارم که به کسى ببخشم ولى وصیت می کنم راه امام خمینى را ادامه بدهید و پسرها را حسین‌وار و دخترها را فاطمه گونه ، بار بیاورید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده