شهید "محمد فتحی" در وصیت نامه اش می گوید: بخاطر بسپاريد هر شهيدي كه از بين شما به لقاء الله مي‏پيوندد باعث مي‏شود كه مسئوليت شما سنگين تر شود و شما وظيفه داريد جاي شهدا را در جبه هاي حق عليه باطل پر كنيد.
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید محمد فتحی خلیل آبادی  اردیبهشت 1348 در شهرستان الیگودرز بدنیا آمد. پدرش باباخان در شهرداری کار می کرد و مادرش ماه طلا نام داشت ، سه خواهر و چهار برادر داشت و خود اولین فرزند خانواده بود، تا پایان دوره راهنمایی درس خواند در سال 60 همراه با خانواده خود در شهرستان دزفول ساکن شدند.
وی با توجه به کمی سن قانونا" نمی توانست به رزمندگان اسلام بپیوندد اما با اشتیاق وافرش به جبهه توانست در سال 64 کلاس درس را رها کرده و عازم مناطق جنگی شود. او حدود دو ماه در جزیزه مجنون بامزدوران بعثی پیکار کرد .
شهید فتحی در سال 66 به کادر رسمی سپاه پیوست و مأموریت یافت، 8 ماه در لشکر 7 ولی عصر (عج) انجام وظیفه نماید برای مدتی در کردستان مشغول خدمت بود و پس از آزمون های تخصصی به عنوان فرمانده دسته عازم منطقه جنوب شد.
شهید تأکید فراوان بر انجام فرایض دینی خصوصا" اقامه نماز جماعت داشت همچنین عاشق ولایت بود و همیشه می گفت به فرمان امام وارد میدان نبرد شده ام . محمد در تاریخ سوم شهریور 1366 در جبهه شلمچه به آرزوی دیرینه اش که  شهادت بود، رسید و به دیار معشوق شتافت.


به فرمان امام وارد میدان نبرد شدم






متن وصیت نامه شهید



بسم الله الرحمن الرحيم

وصيت نامه برادر شهيد محمد فتحي خليل آبادي

 

يا لثارات لحسين  

اي خونخواهان ابا عبدالله بكشيد ظالمان را

بنام خداي شهيدان و به نام معشوق شهيداني كه با خون خود اسلام را جان بخشيدند . و به نام معبود مادراني كه زحمات چندين سالة خود را فداي مكتب نمودند . و بنام معشوق عاشقان حق و با درود و سلام بيكران بر منجي بشريت و نائب بر حقش و شهيدان گلگون كفن و امت قهرمان و دلاور ايران و بنام خداي ياراني كه در انتظار آقا امام زمان هستند .


حمد و ثنا سزاوار خداي يكتاست او كه همه از اوئيم و به سوي او باز مي‏گرديم خدائي كه جان در اختيار اوست و داناي پنهاني و غيبت‏ها و پوشاننده عيب‏هاست ، بار پروردگارا تو را ستايش ميكنم و سپاسگزارم ، كه راهي را نشانم داده‏اي كه خير و سعادت دنيا و آخرت در آن است و تو از آن خشنود و راضي هستي من نداي نائب حجت را شنيدم لباس رزم بر تن كردم و همه چيز را پشت سر انداختم ـ

كانون گرم خانواده و تمام چيزهائي كه من را به خود مشغول ميكرد و باعث مي‏شد كه من از تو دور شوم را رها كردم و آمدم آنجائي كه تو دوست داشتي و اينك ديگر نوبت توست كه نتيجه من را در اين امتحان بدهي ـ اي خدا من هم به اتكا به ايمان و با توكل و رضاي كامل به فرمان تقديرت و به خاطر رسالت بزرگي كه بر دوش ما گذاشته‏اي و به پاي عملي بي همتا انسانيت و به راه حسين بزرگ اي آنكه نمونه‏هاي بزرگي چون حسين به جهان عرضه كرده‏اي ـ اي آنكه براي اتمام حجت به كافران وجود دنياي سياهي و تباهي را با آتش وجود حسين ها روشن نموده‏اي ـ اي آنكه راه پر افتخار شهادت را براي آخرين راه جلوي انسانها باز كرده‏اي اي خداي معشوق من اي ايدآل آرزوهاي مردم عارف ـ به من هم توفيق ده تا مثلب مخلصان و شيفتگان درگاهت در راهت بسوزم و از اين خاكستر مادي آزاد گردم چون تنها توئي كه كريمي بزرگي بخشنده‏اي ، مهربان و من خود نيز مي‏دانم كه بنده‏اي خطا كارم و در عمل به نصايح تو كوتاهي كردم چه كنم كه بندگي طاعتم كم است پس به بزرگي و عظمت خويش ببخش گناهانم را ،

جبهه رفتنم از روی غرور نیست،یک وظیفه شرعی است

اي خداي بزرگ چگونه شكر و سپاس تو را به جاي آورم از اين كه چنين پدر و مادر عزيز و بزرگواري به من عنايت فرمودي و اما شما پدر و مادر عزيزم اي آنهائي كه مهرتان با خاطرات اوليه در من نفوذ كرد ومی دانم با بيرون رفتن جان نيز از من خارج نمی شود سلام بر شما كه من را در راه اسلام  دين ، مكتب ، ناموس و دفاع از آرمان هاي كشور و دستاوردهاي اين انقلاب خدا دادي ايران روانه ميدان جنگ گرديد شمايي كه رنج پروراندن من را بيش از 18 سال متحمل شديد . مادري كه شبها نخوابيد تا من بخوابم و تو پدريكه خود را به آب و آتش زدی و من را لقمه حلال دادي و شما پدر و مادر چقدر همت در تربيت من بخرج داديد ولي من در عوض به شما رنج رنجهاي فراوان داده ‏ام ، از شما طلب بخشش مي‏كنم كه حتماً مرا عفو كنيد تا در برابر خدا مسئول نباشم.

اما شما برادران و خواهران عزيزم رفتن به جبهه از روي غرور من نبوده بلكه اين وظيفه شرعي است كه لازم بوده و موقعش نيز فرا رسيده بوده كه سنگر جهاد با دشمنان خدا و دين اسلام و بندگان صالح خدا و پاسخ دادن به نداي هل من ناصر ينصرني حسين و لبيك گفتن به فرمان امام امت وارد صحنه شدم و راه شهداء را انتخاب كردم و از شما نيز خواهان ادامه راه شهدا مي‏باشم و نيز به شما توصيه مي‏كنم كه رابطه خودتان را با خدا بيشتر كنيد و پشتيبان اين انقلاب باشد و در جلسات قرآن و نماز جماعات حتماً شركت نمائيد و اين جمله را بخاطر بسپاريد كه هر شهيدي كه از بين شما به لقاء الله مي‏پيوندد باعث مي‏شود كه مسئوليت شما سنگين تر شود و شما وظيفه داريد جاي شهدا را در جبه هاي حق عليه باطل پر كنيد.

 باهم متحد باشید

چند كلمه هم براي اقوام خود حرف دارم كه نمي خواهم ناگفته بماند و آن اين است كه تا آنجا كه مي‏توانيد به خانه هاي همديگر رفت و آمد كنيد و اگر خداي نخواسته كينه‏ اي در دل داريد آن را بيرون كنيد و متحد شويد براي مبارزه با مشكلات كه انشاء الله خداوند ياري كند قومي را كه اتحاد را حفظ نمائيد .

خواهران و برادران عزیز

اما شما برادران اميد است كه شهادت برادرتان ناراحتي بوجود نياورد و نيز خواهران عزيزم اميدوارم كه چون زينب صبور و مقاوم در مرگ برادرتان باشيد و حجاب را حتماً حفظ نمائيد انشاء الله اين حقير خود را نسبت به همه برادران و خواهران بخصوص برادران محصل كه همكلاس بوديم و برادران ورزش دوست مديون ميدانم به همه مي‏گويم كه اگراز من خوبي نديده ايد و چنانچه از من نديده ايد و چنانچه از من بدي ديده‏ايد به بزرگي خودتان مرا ببخشيد باشد كه خدا هم همه رفتگان درگاهش را بيامرزد و نيز با بودنم كه خدمتي به اسلام و مسلمين نكرده و اميدوارم كه با ريخته شدن خونم دينم را به اسلام و مسلمين و امام امت و خانواده ‏هاي شهداء و امت مسلمان كرده باشم ، ديگر سخني نخواهم گفت به اميد روزي كه سرتاسر جهان منور به نور الهي گردد و جهان از ظلم و ستم پاك و منزه شود .

محمد فتحي 1366/03/20


 



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده