شهید غلامرضا رهبر در 16 مرداد 1336 در تهران دیده به جهان گشود و در21 دی ماه 1365 در شلمچه به شهادت رسید و و مزار یادبود ایشان در قطعه شهدای آبادان قرار دارد.

نام :  غلامرضا   رهبر

نام پدر :  غلامحسین

یگان اعزامی : بسیج ادارات

متولد :  16/5/1336 تهران

تاریخ شهادت : 21/10/1365 شلمچه کربلای 5

دارای تحصیلات دیپلم

وضعیت تاهل :   متاهل ودارای یک فرزند دختر

مفقود الجسد

شغل : خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

مستند سازی ، گویندگی رادیو ، روزنامه نگاری

به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید غلامرضا رهبر فرزند عبدالحسین  در تاریخ 16/5/1336 همزمان با سالروز تولد امام رضا (ع) در تهران بدنیا آمد و به همین جهت نام غلامرضا را بر وی نهادند. از همان کودکی به گویندگی علاقه  داشت و در سنین کودکی برنامه کودک رادیو نفت آبادان را اجرا می کرد. از کودکی مورد علاقه ی خاص پدر و در سفرهای خارج از کشور همراه وی بود که در همین راستا بسیار تجربه اندوخت و با واقعیات بسیار آشنا شد. پس از دوران تحصیل و اخذ مدرک دیپلم به خدمت سربازی رفت و به قول خود او در این دوران بود که ساخته شد. خدمت سربازی ایشان مصادف بود با اوج گیری نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی و ایشان در همین زمان بود که با اسلام اصیل و ناب محمدی آشنا شد. در عنفوان جوانی راه خود را یافت و اقدام به نشر افکار و خط مشی مکتب اسلام در پاگان نمود. او با بیان قاطع و رسایی که داشت توانست عده ی زیادی را در امر اسلام و خداشناسی جذب و توجیه نماید به همین دلیل در این دوره توبیخ و بازداشت شد شهید رهبر تا جایی که در توان داشت می کوشید از هر راهی برای پیروزی انقلاب و شکست رژيم پهلوی استفاده نماید به همین منظور گاهی فقط برای شرکت در راهپیمائیهایی که بسیار مهم تلقی می شدند از آبادان به اهواز می آمد. در تاریخ 25/12/1358 به عنوان گزارشگر در صدا و سیمای مرکز خوزستان مشغول به کار شد. او همواره در فکر بود که مبادا اتحاد و جانفشانی های مردم و فداکاری ها و ایثارگری های آنان در دوران انقلاب پس از انقلاب از یاد برود لذا از صحنه های تظاهرات مردم آبادان، از صحنه هایی که سربازان رو در روی صف تظاهرکنندگان قرار داشتند عکس می گرفت. همه ی برنامه های روز اول پیروزی انقلاب را که در تلویزیون و رادیو اجرا شده بود روی نوار کاست بعنوان یاد بود ضبط کرده بود و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی به این تلاش شدت بخشید. او به همه ی فامیل و خویشان علاقه داشت و به آنها احترام می گذاشت اما لحظات حساس حمله و عملیات، همه را رها می کرد و به سوی جبهه می شتافت زیرا به گفته ی خودش در جبهه رحمت، عظمت و قدرت خدا را می دید و محبت او را عمیقا" حس و درک می کرد . همیشه مدافع انقلاب و جنگ و اهداف آنان بود فقط خدا و احکام اسلام را می شناخت و از هیچ کس و هیچ چیز به خود هراسی راه نمی داد به گفته ی یکی از همرزمانش  ایشان وقتی حس کرد مورد توجه مردم قرار گرفت قبل از ارسال  گزارش های جنگ آیه ای را که حضرت یوسف علیه السلام می خواند تلاوت می کرد که می گفت: اللهم انی اعوذ بک من نفسی ان النفس...

از دیگر خصوصیات اخلاقی او اینکه نسبت به خواب و خوراک بی تفاوت بود اغلب نماز شب می خواند بسیار مهربان وصمیمی و راستگو بود نسبت به مستمندان و درماندگان و افراد محتاج توجه خاص و عمیقی داشت همیشه دوست داشت کمک هایش به دیگران در خفا باقی بماند قرآن را بسیار دوست می داشت و با آن مأنوس بود به گونه ای که حتی الامکان هر روز یک صفحه از قرآن را با ترجمه آن می خواند. به هنگام تلاوت قرآن دخترش فاطمه را در بغل می گرفت و روی پایش می نشاند. هر پنج شنبه مانند یک امر واجب عینی به مزار شهدا می رفت و برایشان فاتحه می خواند. غسل و نماز جمعه را نیز ترک نمی کرد. سرانجام آن خون نگار عاشق در تاریخ 21/10/1365 در مرحله دوم عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد. که پیگر پاکش در منطقه به جای ماند و نام و یادش به عنوان شهید گمنام همچنان در یادها و خاطره ها باقیست و مزار یادبودی در قطعه شهدای آبادان قرار دارد.

 

 و اما وصیت نامه ایشان

... این راه الهی است که خود انتخاب کردم و از خدا می خواهم که اگر کشته شدم و یا زخمی گشتم فقط  به خاطر او و در راه او بوده باشد. مطمئن باشید که اگر به این صورت باشد من در آن دنیا هیچ ناراحتی نخواهم داشت بلکه بهترین زندگی را در آن دنیا خواهم گذراند و سیاهی از آن کسانی است که این حرف ها را باور ندارند و پوزخند به این حرف ها می زنند، مر گ ،مرگ است. بلاخره باید با این دنیا وداع کرد بنابراین خوشا به حال آنان که توشه ای برای خود اندوخته اند و رفتند و در برابر پروردگارشان در آن دنیا شرمنده نیستند . عبادت، عبادت، عبادت. ضمن اینکه خود خدا را عبادت می کنید دیگران را نیز تشویق نمایید که خدا را بپرستند. دوست دارم که همه خدا را عبادت کنند و فقط  او را ستایش کنند زیرا ما هر چه داریم از اوست و بلاخره به سوی او باز می گردیم. ولی متأسفانه بعضی ها به این موضوع اعتقاد ندارند و بلاخره ضررش را خواهند دید. همه باید بدانند که انسان در زندگی باید خیلی از مصائب را تحمل کند این گفته خود قرآن است که می فرماید ما انسان ها را در رنج و درد آفریدیم و بدون امتحان پس دادن او را به بهشت نخواهیم برد. بنابراین خوشحال باشید از اینکه شهید شوم. اگر در زندگی تان سختی وجود داشته باشد قلب تان را با خدا یکی کنید و توجه تان را با خدا بیش از پیش سوق دهید. درس زندگی را از علی (ع) و درس شهادت را از حسین(ع) بیاموزیم. خدا یار و یاورتان باد.

      غلامرضا رهبر

*این فراز از وصیت نامه ی شهید، توسط فرزند آن بزرگوار در مراسم 17 مرداد روز خبرنگار- قرائت شد.

منبع: پرونده فرهنگی ، مرکز اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خوزستان / اهواز
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده