نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت نوزدهم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت نوزدهم

من فقط یک روز در جبهه بودم. فقط یک روز. آن روز چه پر برکت بود. در گردان 595 تیپ یکم از لشکر یازدهم خدمت می کردم. سرباز وظیفه بودم. همه ي پرسنل گردان و فرماندهانم می دانستند که من به جمهوري اسلامی تمایل دارم و از این که در خدمت ارتش عراق هستم بیزارم . لذا آنها نه به من اسلحه می دادند و نه مرا نگهبان می گذاشتند. می گفتند «تو ایرانی هستی.»
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت پانزدهم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت پانزدهم

اگر در این ساعت که با هم نشسته ایم و گفتگو می کنیم من در جمع خانواده ام بودم چه می کردم؟ وقتی اسیر شدم در واقع به یک مدرسه آمدم. تربیت صحیح را باید در همین مدرسه جست. مدرسه ي ایمان و اسلام. فرض کنیم حالا در شهرم و در کنار همسر و پسرم به خوبی زندگی می کنم - یک زندگی عادي. اما وقتی آزادي نیست، اسلام نیست، این زندگی چقدر ارزش دارد؟
نماز پایداری؛ روایت آزاده علی اصغر نوری

نماز پایداری؛ روایت آزاده علی اصغر نوری

یک روز، فرمانده اردوگاه دستور داد به دلیل اینکه در خلال نماز های جماعت، برای امام خمینی دعا و به صدام نفرین می شود، اقامه نماز جماعت ممنوع است. درست 2 ساعت بعد از این دستور، همه برای نماز مغرب و عشا صف کشیدیم.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت هفدهم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت هفدهم

نیروهاي شما حمله ي بسیار خوب و کوبنده اي در تاریخ 81/5/1 داشتند. این حمله در جبهه ی سوسنگرد به لشگر یکم ارتش ما صورت گرفت .در همان لحظات اول حصارهاي دفاعی شکسته شد و ما از خطوط مقدم چند کیلومتر عقب نشستیم.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی /روایت هجدهم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی /روایت هجدهم

چه بسیار سربازان و افسران که در جبهه شراب می خوردند و مست می کردند و لایعقل در اول شب به خواب می رفتند. من به آنها می گفتم «چرا این عمل را انجام می دهید؟ مگر از خدا نمی ترسید؟ در این محیط پر خطر که از هر سو گلوله ي توپ و خمپاره می بارد و هر لحظه امکان کشته شدن هست، این عمل حرام را انجام ندهید»آنها می گفتند «ما تحمل این جنگ را نداریم و می خواهیم مست کنیم تا همه چیز را فراموش کنیم.»
خواب عجیب شهید فرضعلی صمدی شجاع

خواب عجیب شهید فرضعلی صمدی شجاع

شبی امام عصر(عج) را در عالم رؤیا دیدم. ابهت ایشان باعث شد که نتوانم به ایشان نزدیک شوم. از همان فاصله عرض کردم سوالاتی دارم.